دلیریوم

                          دلیریوم     Delirium

                                             ابر آلودگی

دلیریوم

دلیریوم عبارت است از یک وضعیت ناگهانی از گیجی (پریشانی) شدید و تغییرات سریع در مغز که بعضی اوقات با توهم و فعالیت بدنی بیش از حد همراه است و بیمار حالت طبیعی و عادی ندارد.

این بیماری "سندرم حاد مغزی" یا "وضعیت حاد گیجی" نیز نامیده می شود.

از دیدگاه روانشناسی، دلیریوم نوعی اختلال روانی است که ممکن است چندین ساعت در طول روز در فرد مبتلا روی دهد و باعث اختلال در تمرکز فرد و گیجی شود.

این اختلال بیشتر در سالمندی مشاهده می‌شود.

 

یکی از ناآشناترین اختلالات روانی، دلیریوم است.

دلیریوم نوعی اختلال روانی است که در آن اختلالی در شناخت و هوشیاری کوتاه مدت به وجود می‌آید. به صورت حاد است و در حقیقت یک سندرم (نشانگان) است. طبق آخرین طبقه‌بندی اختلالات روانپزشکی، دلیریوم اختلال در هوشیاری و تغییر در شناخت فرد است که در مدت زمان کوتاهی گسترش می یابد. اختلال در خلق، درک و رفتار هم در این بیماری دیده می‌شود. در مدت چند ساعت یا چند روز به وجود می‌آید و یک دهه نوسان دارد و پس از برطرف شدن علت، سریع برطرف می‌شود.

چه عواملی در بروز این اختلال نقش دارند؟

این اختلال 4 علت عمده دارد:

1- علل جسمی، مانند عفونت‌ها

2- سوء‌مصرف مواد، مانند ترکیبات افیونی و کوکائین

3- صدمات مغزی

4- علل متفرقه، مانند محرومیت از خواب به مدت طولانی، بیماری‌های سیستم عصبی مرکزی مانند صرع، بیماری‌های قلبی‌عروقی مانند نارسایی قلب.

همچنین اغلب داروها خصوصا زمانی که بیش از حد مصرف شوند، می‌توانند موجب بروز این اختلال شوند.

این اختلال در چه افرادی بیشتر دیده می‌شود؟

0/4 درصد افراد 18 سال به بالا، به این اختلال مبتلا می‌شوند که در افراد 55 سال به بالا این میزان به 1/1 درصد افزایش می‌یابد. همچنین 10 تا30 درصد افرادی که به هر دلیل در بیمارستان بستری می‌شوند، شانس ابتلا به دلیریوم را دارند.

تقریبا 30 درصد بیماران جراحی شده در آی.سی.یو (ICU) و بیماران قلبی بستری در سی.سی.یو (CCU)، حدود 40 تا 50 درصد افرادی که پس از جراحی شکستگی مفصل ران در بخش ریکاوری به سر می‌برند، دلیریوم را تجربه می‌کنند.

همچنین حدود 20 درصد افراد دچار سوختگی شدید و 30 تا 40 درصد افراد مبتلا به ایدز در زمان بستری علایمی از دلیریوم را تجربه کرده‌اند.

دلیریوم پس از عمل جراحی عمدتا به دلیل ترس از عمل، درد پس از عمل، بی‌خوابی، اختلال تعادل الکترولیتی، عفونت، تب و خونریزی رخ می دهد.

به طور کلی دلیریوم در افراد 65 سال به بالا که در بیمارستان بستری می‌شوند، بیشتر قابل انتظار است.

چگونه می‌توان دلیریوم را شناسایی کرد

توسط اختلال در سطح هوشیاری به صورت کاهش شناخت آگاهی نسبت به محیط اطراف (زمان، مکان و تشخیص) ، اختلال توجه و کاهش حافظه فوری، اختلال در فرآیند تفکر، اختلال درک مانند توهم و هذیان، اختلال در خواب و بیداری، افزایش تحریک‌پذیری، اضطراب و گاهی خلق بالا می توان دلیریوم را شناسایی کرد.

بعضی علایم عصبی مانند پرش‌های عضلانی و یا اختلال در تکلم هم گاهی دیده می‌شوند.

درباره روش‌های تشخیص این اختلال توضیح دهید؟

در اغلب موارد این بیماری با علایمی که به طور ناگهانی در فرد ایجاد شده است، تشخیص داده می‌شود و با بررسی وضعیت فرد می‌توان به علایم بیماری پی برد.

موارد زیر در تشخیص علت دلیریوم کمک‌ می کنند:

- کاهش ضربان قلب در پرکاری تیرویید و افزایش فشار داخل جمجمه

- افزایش ضربان قلب در پرکاری تیرویید، عفونت‌ها، نارسایی قلب

- افزایش درجه حرارت بدن در عفونت و واسکولیت

- افزایش فشار خون در تومورهای داخل جمجمه

- کاهش فشار خون در پرکاری تیرویید و خون‌ریزی حاد

- افزایش تنفس در دیابت، ذات‌الریه و نارسایی قلب و تب بالا

- در نوار مغزی امواج آهسته منتشر به چشم می‌خورد.

در مجموع باید یک بررسی همه‌جانبه آزمایشگاهی، برای تشخیص علت دلیریوم و رفع آن انجام گیرد.

این اختلال با چه بیماری‌هایی ممکن است اشتباه شود؟

این بیماری ممکن است با دمانس یا زوال عقل اشتباه گرفته شود، ولی باید گفت که شروع دلیریوم سریع است و در دمانس شروع و سیر کندتر می‌باشد.

همچنین اختلال در هوشیاری، مختص دلیریوم است. طول مدت بیماری نیز در دمانس چند ماه تا چند سال است، اما در دلیریوم چند ساعت تا چند روز است.

اختلال دلیریوم با بیماری اسکیزوفرنی و افسردگی نیز اشتباه گرفته می‌شود

در اسکیزوفرنی، توهمات و هذیان‌های بیمار سازمان یافته‌ترند و تغییر زیادی در سطح هوشیاری آنها مشاهده نمی‌شود.

در افسردگی نیز سابقه بیماری و خلق افسرده، تعیین‌کننده است.

آیا دلیریوم قابل درمان و بهبود است؟

در درجه اول باید علت دلیریوم مشخص شود و پس از تشخیص علت اصلی، درمان لازم را شروع گردد. باید توجه داشت که یک سری اقدامات مراقبتی و حمایتی برای حفظ بیمار از خطرات احتمالی ضروری است، مانند بازنگه‌داشتن فضای تنفسی، توجه به ریتم قلب و تنفس، آرام نگه داشتن بیمار بی‌قرار و در صورت لزوم ثابت کردن بیمار.

دو علامت مهم دلیریوم که نیاز به درمان دارویی فوری دارند عبارتند از روان‌پریشی و بی‌خوابی که داروهای لازم به وسیله متخصص روانپزشکی تجویز می‌شود.

پیش‌آگهی این بیماری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در اغلب موارد این بیماری کمتر از یک هفته به طول می‌انجامد، هر چند شروع خیلی سریعی دارد. پس از تشخیص علت بروز دلیریوم، در مدت سه تا هفت روز علایم بیماری کاهش و بیمار بهبود می‌یابد.

هر چه سن بیمار و طول مدت بیماری بیشتر باشد، طول درمان و سیر بهبود نیز طولانی‌تر خواهد بود.

بیماری ام -اس   m-s

 

علل و علایم و درمان بیماری ام اس

بيماري ام.اس يا اسكلروز چندگانه يك اختلال مادام‌العمر در سيستم

به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، اختلال سيستم ايمني خودكار وضعيتي است كه در آن بدن آنتي‌باديهايي را توليدايمني خودكار بدن است كه مي‌تواند منجر به فلج شديد شود.  مي‌كند كه به بافت‌هاي خودش حمله مي‌كنند.

در بدن افراد مبتلا به اين بيماري آنتي‌باديهايي توليد مي‌شود كه به ماده سفيد مغز و نخاع حمله‌ور مي‌شوند.

در بيماري ام.اس ميلين يا پوشش رشته‌هاي عصبي در مغز و نخاع ملتهب مي‌شود. اين التهاب باعث آسيب ميلين شده و سيگنال‌هاي عصبي نمي‌توانند در طول رشته‌هاي عصبي حركت كنند.

علايم اين بيماري متفاوت است و بستگي به اين دارد كه كدام بخش از اعصاب آسيب ببينند.

علايم اوليه اين بيماري بسيار خفيف بوده و عبارتند از: سرگيجه و عدم تعادل، خستگي، ضعف دست و پا، التهاب اعصاب چشمي، بي حسي يا سوزش موضعي، درد شديد در ناحيه صورت، نقص در بينايي شامل تار شدن و يا دو بيني است.

با پيشرفت بيماري ساير علايم نيز بروز مي‌كنند كه از آن جمله مي‌توان به مشكلات روده و مثانه، دردهاي مزمن مانند درد كمر و ماهيچه‌ها، افسردگي، اسپاسم يا گرفتگي ماهيچه‌ها كه ممكن است بسيار دردناك باشد، فلج، ناتواني جنسي، صحبت كردن به طور نامفهوم، مشكل در بلع، مشكل در تفكر و عملكرد حافظه، از دست دادن بينايي و نابينايي كامل اشاره كرد.

در موارد خفيف بيماري ممكن است علايم به قدري ضعيف و ناچيز باشند كه حتي نتوان وجود بيماري را تشخيص داد. وقتي بيماري پيشرفت كرده و شدت مي‌يابد، فرد كاملا فلج مي‌شود.

بيمار توانايي راه رفتن را از دست داده و حتي نمي‌تواند از خود مراقبت كند.

علت دقيق بروز اين بيماري هنوز مشخص نيست.

4 فرضيه علمي اصلي درباره علت اين بيماري وجود دارد؛

1- شرايط جوي در سراسر جهان: براساس اين فرضيه به نظر مي‌رسد كه ابتلا به ام اس در ميان ساكنان نواحي اطراف مدار چهلم نيم كره‌هاي شمالي و جنوبي كره زمين شايعتر است.

فردي كه در يكي از اين مناطق متولد شده و پيش از رسيدن به سن نوجواني به منطقه ديگر منتقل مي‌شود، تا حدودي در معرض ابتلا به اين بيماري قرار مي‌گيرند.

2- ژنتيك: ابتلاي والدين يا يكي از نزديكان به اين بيماري خطر ابتلا به ام.اس را در فرد افزايش مي‌دهد.

3- عامل ايمني: به طور كلي اين امر پذيرفته شده است كه بيماري ام‌اس نوعي اختلال در سيستم ايمني خودكار است.

4- عامل ويروسي: اين احتمال وجود دارد كه يك عامل ويروسي در بروز ام اس نقش داشته باشد.

برخي عصب‌شناسان معتقدند كه ام اس به دليل تولد يك فرد با نقص ژنتيكي بروز مي‌كند، چرا كه نمي‌تواند با يك عامل محيط زيستي سازگاري داشته باشد.

وقتي فرد مزبور با آن عامل تماس پيدا كند، سيستم خودكار ايمني واكنش نشان داده و منجر به بروز بيماري مي‌شود.

هنوز براي اين بيماري هيچ راه مشخصي براي پيشگيري شناخته نشده است. در مورد تشخيص بيماري نيز لازم به ذكر است كه در حال حاضر هيچ آزمايش خاصي به اين منظور وجود ندارد و معمولا از طريق مراجعه به سابقه پزشكي و آزمايشات فيزيكي فرد مورد آزمايش قرار مي‌گيرد.

تصاوير MRI معمولا مي‌تواند آسيب ميلين در بافت مغز را نشان دهد، اما در برخي افراد مبتلا به اين بيماري اين تصاوير كاملا طبيعي هستند و هيچ مشكل يا نارسايي را نشان نمي‌دهند. يكي ديگر از روشهاي تشخيص بيماري آزمايش مايع مغزي نخاعي است.

در درازمدت ميزان فلج و از كار افتادگي اعضا افزايش پيدا مي‌كند. مرگ افراد مبتلا به اين بيماري عموما در اثر پيچيدگي‌ها و شرايط سخت ناشي از فلج آنهاست.

از شايعترين عوامل مرگ اين بيماران مي‌توان به بروز زخم‌هاي بستري و در نتيجه بروز عفونت، ذات‌الريه، آمبولي ريوي، گرفتگي رگ‌هاي تغذيه كننده ريه‌ها توسط لخته‌هاي خوني و خودكشي اشاره كرد.

بيماري ام اس مسري نيست و خطري براي اطرافيان بيمار ندارد، اما مي‌تواند به طور ژنتيكي اعضاي يك خانواده را تهديد كند.

عملكرد اصلي براي درمان بيماري وجود دارد. اولين مرحله توقف و يا كاهش حملات سيستم ايمني به ميلين رشته‌هاي اعصاب است.

مرحله دوم بهبود علائم بيماري و كمك به فرد براي بازگشتن به شرايط طبيعي تا حد امكان است.

سيستم ايمني به كمك دارو درمان مي‌شود.

ساير معالجات شامل مصرف داروهاي ضدافسردگي براي بهبود حالت افسردگي و كاهش خطر خودكشي، مصرف دارو براي كنترل مثانه، مصرف دارو براي رفع گرفتگي‌هاي عضلاني و مصرف دارو براي بهبود دردهاي عصبي است.

اثرات جانبي اين داروها با توجه به نوع دارويي كه مصرف مي‌شود، متفاوت است. از مهمترين آنها خواب آلودگي، بهم خوردگي معده و واكنش‌هاي آلرژيك نسبت به داروها هستند.

از آنجا كه اين بيماري مادام العمر است، كنترل دايمي و معالجه هميشگي بيماري ضروري است.

پيشرفت بيماري در اثر مصرف دارو تا حدودي كندتر مي‌شود.

همچنين معالجه علايم بيماري مي‌تواند حالت فلج را كاهش دهد

مانیا چیست؟

 
 
 
 
 
 
 
                            مانیا(افسرده-شیدا)

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اختلال مانیا(افسردگی،شیدایی)چیست؟
 
 

  اختلال دو قطبی که بعنوان بیماری مانیک دپرسیو (شیدایی/ مانیا – افسردگی) هم شناخته شده است یک اختلال مغزی می باشد که سبب تغییرهای غیر معمول در خلق و کارایی فرد می شود. مانیا یک نوع بیماری روانی است که با ایجاد اختلـال در نفر باعث بروز تغییرات و دگرگونی ‌هـای ناگهانی در رفتار، حالـات، انرژی و توانایی عملکرد فرد مبتلا میشود.

بیمار دچار این بیماری در دوره هایی از زندگی بسیار فعال، سرزنده، شاد، دارای اعتماد به نفس زیاد و گاهی زیاده از حد كم خواب و ولخرج می شود. بیمار مانیك ممكن است احساس شادی عجیبی در خود داشته باشد و بی دلیل بخندد و بیش از حد شوخی كند. حتی گاهی این رفتار از طرف دیگران خیلی هم پسندیده به نظر می رسد و بسیاری، وی را تحسین می كنند؛ اما وقتی بیماری شدید می شود، افراد به یك بیمار روانی تبدیل می شوند، یعنی مراحل فكری و یا توانایی شان برای قضاوت درباره حقیقت همخوانی ندارند.

 

بیمار مانیك ممكن است شدیدا تحریك پذیر شود. كوچكترین مخالفت و مساله ای كه باب میل فرد نباشد، باعث عصبانیت و پرخاشگری وی می شود. چنین فردی فكر می كند كه همه چیز حتی افكار دیگران باید طبق خواسته وی باشند.

 افراد مانیك پركارند؛ اما این فعالیت بیش از حد محدود به شغل فرد نیست و او شاید در امور مذهبی، اجتماعی، تحصیلی و غیره نیز بیش از حد فعال باشد. بیمار مانیك زیاد حرف می زند. مهم نیست چه می گوید حتی گاهی خودش هم نمی داند چه می گوید؛ اما می گوید. آنقدر حرف می زند كه سردرد بگیرید. در 75 درصد بیماران، اختلال درك به صورت هذیان و توهم دیده می شود.

 

شیوع بیماری در حدود 1 درصد است. شیوع آن در زن و مرد یکسان است. سن متوسط شروع 30 سالگی است. در مطلقه ها و مجرد ها بیشتر است. در طبقات بالای اقتصادی – اجتماعی بیشتر دیده می شود.

 در مورد علت بروز آن باید گفت که عوامل ژنتیکی، روانی – اجتماعی و بیولوژیک در بروز آن دخالت دارند. اگر یکی از والدین مبتلا باشد احتمال بروز در فرزندان 25 درصد و اگر هر دونفر مبتلا باشند 50 تا 75 درصد احتمال دارد که هر یک از فرزندان دچار اختلال خلقی شوند. اختلال دوقطبی قابل درمان است و افرادی که مبتلا به این بیماری می باشند می توانند زندگی خوب و سازنده ای داشته باشند.

 

شیوع طیف اختلالات دوقطبی در جهان بیش از 6 درصد در طول عمر می باشد. اختلال دو قطبی به صورت معمول در آخر دوره نوجوانی یا اوائل دوره بزرگسالی تظاهر پیدا می کند. با این حال برخی از بیماران اولین نشانه های بیماری را در دوران کودکی یا اواخر دوره زندگی تجربه می کنند. این اختلال اغلب به عنوان بیماری شناخته نمی شود و مردم ممکن است از این اختلال سال ها قبل از تشخیص ودرمان صحیح رنج ببرند. مانند بیماری های دیابت و قلبی اختلال دوقطبی یک بیماری با دوره طولانی می باشد که فرد باید در طول دوره زندگی خود دقیقا تحت کنترل و نظر باشد.

 


 نشانه های اختلال دو قطبی کدامند؟

اختلال دو قطبی سبب نوسانات خلقی شدید از حالت های خلق خیلی بالا و یا تحریک پذیر به حالت های غمگینی و ناامیدی و برگشت مجدد می گردد که اغلب در بین این دوره ها دوره هایی از خلق عادی وجود دارد. تغییرات شدید درمیزان انرژی ونحوه رفتار فرد مبتلا همزمان با تغییرات خلقی فرد اتفاق می افتد. دوره های احساس بالا شیدایی /مانیا و دوره های احساس پایین افسردگی نامیده می شوند.

 


علائم و نشانه های شیدایی / مانیا:

بیقراری، افزایش انرژی ومیزان فعالیت

خلق خیلی بالا واحساس نشاط شدید همراه با احساس خود بزرگ بینی

 تحریک پذیری مفرط

صحبت کردن، مسابقه افکار، پریدن از موضوعی به موضوع دیگر با سرعت خیلی زیاد و

عدم توانائی برای تمرکز، حواسپرتی

 کاهش نیاز به خواب

 اعتقادات غیر واقعی در مورد توانمندی ها و قدرت فرد

 قضاوت ضعیف

 ولخرجی

 رفتار متفاوت از حالت معمول که مدتی طولانی ادامه داشته است

 افزایش تمایلات جنسی

سوء مصرف داروها، الکل و داروهای خواب آور

 رفتارهای اغواگرانه، مداخله جویانه و پرخاشگرانه

 انکار مسائل بالا و مشکلات ناشی از آن

 

یک دوره شیدایی / مانیا با بالا بودن خلق همراه با سه یا بیش از سه نشانه از تقریبا هر روز و به مدت یک هفته یا بیشترنشانه های فوق برای اغلب اوقات روز تشخیص داده می شود. اگر خلق فرد به صورت تحریک پذیری باشد چهار نشانه اضافی باید وجود داشته باشد.

 


علائم و نشانه های افسردگی:

 خلق پایین، اضطراب یا ناخشنودی پایدار

 احساس ناامیدی یا بدبینی

 احساس درماندگی، بی ارزشی، گناه

 ازدست دادن علاقه و عدم لذت از فعالیت هایی که قبلا برای فرد لذتبخش بوده اند از جمله ارتباط جنسی

کاهش انرژی یا کند شدن، احساس خستگی

اختلال در تمرکز، حافظه و تصمیم گیری

 احساس بیقراری یا تحریک پذیری

 خواب زیاد یا عدم توانائی خوابیدن

 تغییر در اشتها و افزایش یا کاهش وزن بصورت ناخواسته

 احساس درد مزمن یا سایر نشانه های بدنی مقاوم که در اثر بیماری جسمانی یا جراحت ایجاد نشده باشد.

 افکار مرگ یا خودکشی، یا اقدام به خودکشی کند.

 

 چنانچه فردی 5 مورد از موارد ذکر شده را هر روز به مدت دو هفته نشان دهد، اختلـال رفتاری دو قطبی در او تشخیص داده میشود. ممکن است این فراز و نشیب‌هـای رفتاری و شخصیتی برای خود بیمار قابل توجه و محسوس نباشد و به عبارت دیگر وی از قبول واقعیت طفره برود. این وظیفه خانواده و دوستان بیمار است تا هر چه سریعتر جهت درمان و بهبود شرایط روحی او اقدام نمایند. زیرا با گذشت مدت زمان طولـانی از بیماری پروسه درمانی طولـانی‌تـر و سخت‌تـر میشود.

 

درجه خفیف تا متوسط شیدایی/ مانیا هیپومانیا نامیده می شود. در دوره هیپومانیا فرد ممکن است احساس خوب همراه با افزایش توانمندی و کارائی داشته باشد. وقتی خانواده و دوستان فرد مبتلا آموزش می گیرند که نوسانات خلقی ممکن است ناشی از اختلال دو قطبی باشد فرد مبتلا هر مشکلی را انکار می کند. بدون درمان صحیح، هیپومانیا در برخی از افراد ممکن است به شیدایی شدید/ مانیای شدید و یا به افسردگی تبدیل گردد.
احساس بی ارزشی مانند اعتقاد به اینکه فرد هذیان های مبتنی بر گناهکار بودن نابود شده و بی پول است و یا جرم سنگینی را مرتکب شده است ممکن است در دوره افسردگی ظاهر شوند. بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی که این نشانه ها را دارند گاهی اوقات اشتباهاً به عنوان اسکیزوفرنیا که یک بیماری شدید روان پزشکی است تشخیص داده می شوند.
 

 

حالتهای مختلف خلقی در اختلال دوقطبی به صورت یک طیف و با ساختار پیوسته می باشند که این طرز تفکر بسیار کمک کننده می تواند باشد. در یک سر طیف افسردگی شدید بالاتر از آن افسردگی متوسط و پس از آن خلق پائین می باشد که اغلب مردم آن را غمگینی کوتاه مدت و کج خلقی برای حالات مزمن می نامند. پس از آن نیز خلق عادی یا متعادل قرار دارد که بالاتر از آن هیپومانیا ( شیدایی / مانیای خفیف تا متوسط ) و سپس شیدایی / مانیای شدید جای دارد.

در گروهی از مردم نشانه های مانیا و افسردگی هم زمان با هم اتفاق می افتند که به این حالت وضعیت دوقطبی مختلط گفته می شود. نشانه های حالات مختلط اغلب شامل روانپریشی/ سایکوز و افکار خودکشی، تغییرات عمده در اشتها، مشکلات خواب، سراسیمگی است.

 

یک فرد ممکن است در حالی که خلق خیلی پائین دارد و نا امید می باشد احساس انرژی زائد الوصفی در خود بکند. اختلال دوقطبی ممکن است به صورت مشکلی غیر از بیماری روان پزشکی ظاهرگردد برای مثال به صورت :

کارائی ضعیف، سوء مصرف الکل یا دارو، تشنج در روابط بین فردی، شغلی یا تحصیلی باشد.

این مشکلات ممکن است در حقیقت علائمی از یک اختلال خلقی زمینه ای باشند.

 


تشخیص بیماری دو قطبی یا دو شخصیتی

این اختلـال رفتاری مانند سایر بیماری‌هـای روحی و ذهنی است و از طریق معاینه فیزیکی و سی تی اسکن و یا آزمایش خون تشخیص داده نمی شود، بنابراین تشخیص آن بر عهده کارشناسان روان شناسی و روانپزشکی و از طریق اثبات علـایم و نشانه‌هـای این بیماری امکانپذیر است. در این راه تنها کسی که میتواند به بیمار کمک کند روانپزشک است.

 

تشخیص این بیماری به ویژه در مراحل اولیه آن بسیار حائز اهمیت است. زیرا اقدام به خودکشی یکی از شایع ترین تبعات این بیماری روانی است. بنابراین تشخیص به موقع بیماری و اقدام جهت درمان آن میتواند فرد را از مرگ نجات دهد.

 

شب ادراری در کودکان

شب ادراری کودکاناضطراب کودک

بدون شک یكی از اختلالات کودکان بخصوص در سنین پائین عدم كنترل دفع ادرار در خواب شبانه است، كابوسی كه باعث خجالت كودك هنگام خارج شدن از رختخوابش می‌ شود.

شب ادراری مشكلی است كه برخی از والدین، كودكان را به خاطر آن تنبیه می ‌كنند، غافل از این كه، این امر كاملا بدون اختیار كودك رخ می ‌دهد.

اما واقعا این مساله به چه علت رخ می‌ دهد و چگونه می ‌توان آن را كنترل كرد؟

شب‌ادراری یا ناتوانی در كنترل ادرار، دفع غیر ارادی ادرار در هنگام خواب است كه در میان كودكان كم سن شایع است. بیش از 15 تا 20 درصد از كودكان 5 تا 6 ساله و حدود یك درصد از نوجوانان، شب‌ادراری را تجربه می ‌كنند.

شایع ترین سن بروز شب‌ادراری، حدود 3 سالگی است. این مشكل معمولا بین سنین 6 تا 8 سالگی و همزمان با بزرگ شدن مثانه و بهبود قدرت كنترلی مثانه از بین می ‌رود.

معمولا شب‌ادراری پدیده‌ای ارثی بوده و در پسران بیش از دختران رواج دارد كه به طور معمول پس از بلوغ متوقف می ‌شود.

معمولا دو نوع شب‌ادراری وجود دارد:

1-  شب‌ادراری اولیه : معمولا به دلیل عدم رشد كامل سیستم عصبی رخ می ‌دهد. حدود 20 درصد از كودكان 5 ساله حداقل یك بار در ماه دچار این مساله می‌ شوند كه در پسران، 5 درصد و در دختران 1 درصد است.

2- شب‌ادراری ثانویه : معمولا 6 ماه پس از فراگیری دفع ادرار بروز می‌ كند. تنها 2 تا 3 درصد از كودكانی كه دچار چنین شب‌ادراری می ‌شوند، دلیل پزشكی برای این مساله دارند.

شایع ترین سن بروز شب‌ادراری، حدود 3 سالگی است. این مشكل معمولا بین سنین 6 تا 8 سالگی و همزمان با بزرگ شدن مثانه و بهبود قدرت كنترلی مثانه

از بین می ‌رود.

كودكانی هم كه در روز دچار بی ‌اختیاری ادرار می ‌شوند، به احتمال زیاد به نوعی اختلال عضوی مبتلا هستند. بی ‌اختیاری ادرار در روز، در دختران شایع‌ تر از پسران است.

علت شب‌ادراری چیست؟

شب‌ادراری یك مشكل رفتاری نیست و به احتمال زیاد به چگونگی خوابیدن كودك هم بستگی ندارد. بسیاری از والدین بر این باورند كه كودكشان خواب عمیقی دارد و همین مسئله باعث شب‌ادراری در او می‌ شود. این در حالی است كه تحقیقات، هیچ تفاوتی در الگوی خواب كودكانی كه دچار شب‌ادراری می ‌شوند و كودكان طبیعی پیدا نكرده است.

طبق شواهدی كه به دست آمده، شب‌ادراری به علت تاخیر رشد در فرآیند طبیعی دریافت پیام ‌های كنترل ادرار شبانه ایجاد می ‌شود. این فرآیند طبیعی شامل ترشح هورمونی است كه كلیه را وادار می ‌كند در طول شب، ادرار كمتری تولید كند.

 

اضطراب کودک نیز می تواند باعث شب ادراری شود. این اضطراب ممكن است ناشی از عصبانیت والدین، نقل مكان به خانه‌ای جدید، جدایی والدین، از دست دادن یكی از اعضای خانواده، موقعیت‌های اجتماعی نا آشنا، بروز اتفاقات دشوار خانوادگی برای كودك مانند تولد نوزاد جدید است. البته به یاد داشته باشید كه خود شب‌ادراری هم پدیده‌ای اضطراب‌آور است و انقباضات مثانه و دفع ادرار در طول روز ممكن است باعث شرمساری كودك و ایجاد اضطرابی گردد كه منجر به شب‌ادراری می شود.

یكی از دلایل شب‌ادراری، عوامل ژنتیكی است. محققان سوئدی در سال 1995 اعلام كردند كه منطقه‌ای را در كروموزوم 13 انسان پیدا كرده‌اند كه تا حدی مسوول بروز شب‌ادراری است، به طوری كه اگر هر دوی والدین دچار شب‌ادراری باشند، احتمال این كه كودك ‌شان به این مشكل مبتلا شود، زیاد و حدود 80 درصد است.

موارد بسیار اندكی از بی‌ اختیاری در دفع ادرار ممكن است به دلیل وجود مشكلات جسمی و ساختاری در سیستم ادراری كودكان باشد، مثلا در صورتی كه مثانه یا مجاری ادراری مسدود شده باشد، ممكن است باعث پُر شدن بیش از حد مثانه ششو خروج ادرار شود.

از دلایل بروز شب‌ادراری ثانویه می ‌توان به عفونت‌ های مجاری ادراری، اختلالات متابولیكی مانند انواع مختلف دیابت، فشارهای خارجی وارد بر مثانه مانند یبوست ناشی از حجم بالای مدفوع و نیز اختلالات عصبی نخاع اشاره كرد.

تیک2

 

 

·          

تیک، درد سر اضطراب

 

«آیا تاکنون کودکانی را دیده اید که پشت سرهم و به طور کنترل نشده ای چشمک می زنند؟ یا بچه هایی که مرتباً شانه های خود را بالا می اندازند. شاید هم احتمالاً کودکانی را دیده اید که صداهایی به شکل غرغر کردن یا سینه صاف کردن در می آورند.»

شاید تا به حال اصطلاح « تیک » را در مورد بسیاری از اختلالات حرکتی تکراری که در بچه ها دیده اید، به کار برده باشید و شاید در اطراف شما هم کودکانی باشند که به نظر شما تیک دارند.

بسیاری این گونه حرکات را نشانه ای دال بر اضطراب  و عصبی بودن کودک تفسیر می کنند و حتی عده ای نیز والدین این کودکان را به دلیل ایجاد محیطی ناآرام و متشنج در منزل که باعث این اختلال در کودکشان شده است، شماتت می کنند و چه بسا والدینی که به همین دلیل خود را مقصر می دانند .

اما به راستی تیک چیست؟ آیا تمام اختلالات حرکتی تکراری که در بچه ها دیده می شود، تیک است؟

«تیک ها» یکی از شایعترین مشکلات روان پزشکی کودک و نوجوان هستند. شیوع مجموع اختلالات تیک چندان مشخص نیست ولی تخمین زده می شود که بین 25 -5 درصد کودکان سنین مدرسه نوعی از اختلال تیک را تجربه کرده باشند. تفاوت واضحی نیز در شیوع این اختلال بین پسرها و دخترها دیده نشده است.

طبق تعریف «تیک» به انقباضات عضلانی سریع و تکراری گفته می شود که باعث ایجاد حرکات یا اصواتی می شود و کودک نیز خود قدرت و توانایی کنترل این انقباضات را ندارد.

این رفتارها ممکن است به دنبال مواجهه با محرکی خاص یا در پاسخ به یک تمایل قوی درونی در کودک ایجاد شوند.

این اختلال حتماً قبل از 18 سالگی شروع می شود. البته معمولاً تیک های حرکتی تا سن 7 سالگی و تیک های صوتی تا 11 سالگی خود را نشان می دهند.

شایع ترین نواحی از بدن که تیک های حرکتی در آنها دیده می شوند، عبارت اند از:

سر و صورت و دست ها و بازوها و بیشترین حرکات به صورت چشمک زدن، شکلک در آوردن، چین دادن به پیشانی، بالا انداختن ابروها، پلک زدن زیاد، چرخش سر، پرتاب کردن دست ها و بازوها، بالا انداختن شانه و نیز تکان دادن پا و ... است.

تیک های صوتی نیز بیشتر به صورت اصواتی مثل سرفه کردن، صاف کردن گلو، غرغر کردن، بالا کشیدن بینی و... تظاهر می کند.

بعضی از تیک ها نیز پیچیده تر هستند و چندین گروه عضلانی یا صوتی را شامل می شوند و به اشکالی مانند رفتارهای نظافتی، بوییدن اشیاء، تقلید حرکات و رفتار مشاهده شده، ادا و اطوارهای زننده، تکرار کلمات، بددهنی و استفاده از کلمات زشت و ... تظاهر می یابند.

همچنان که اشاره شد، تیک ها رفتارهایی غیرارادی هستند. هرچند برخی افراد قادرند تیک های خود برای چند دقیقه یا حتی چند ساعت سرکوب کنند، اکثراً مبتلایان از وجود تیک خود آگاهی ندارند یا قادر به مقاومت در برابر آن نیستند.

تیک ها ممکن است در موقعیت های اضطراب  آوری مثل سر جلسات امتحان  تشدید شوند و در مقابل در موقعیت های آرامش بخش تخفیف یابند. این حرکات یا اصوات اغلب - ولی نه همیشه - هنگام خواب از بین می روند.

نوع خاصی از اختلالات تیک موسوم به «اختلال توره» می باشد که شامل بروز هر دو نوع تیک حرکتی و صوتی در یک کودک در دوره ای بیش از یک سال است. در این اختلال معمولاً تیک های اولیه حرکتی در ناحیه صورت و گردن شروع می شود و یا گذشت زمان به نواحی پایین تر بدن گسترش می یابد و بعد از چند سال نیز تیک های صوتی ظاهر می شوند. این اختلال، اختلالی نادر است و بین بروز آن و اختلال نقص توجه/ بیش فعالی ADHD وسواس های فکری و عملی ارتباطاتی مشاهده شده است.

نکته بسیار مهم در اختلالات تیک، افتراق آن از بعضی حرکات قالبی و تکراری کودکان مثل کوبیدن سر، تاب دادن بدن و یا ناخن جویدن است. در چنین حالاتی حرکات معمولاً ارادی است و باعث تسکین و آرامش کودک می شوند، در حالی که تیک ها ماهیتی غیرارادی دارند و با ایجاد آرامش در کودک نیز همراه نیستند و حتی به درجاتی نیز باعث ایجاد تنش و اضطراب می شوند.

و اما علت تیک

تصور اکثر افراد این است که تیک ها نشانه ای از اضطراب و ناراحتی عصبی کودک هستند و حتی همان طور که گفته شد، بروز تیک ها را به وجود ناملایمات و ناراحتی هایی در درون خانواده یا مدرسه و محیط کودک نسبت می دهند. اما واقعیت این است که علی رغم این که تیک ها ممکن است در موقعیت های اضطراب آور و پر استرس تشدید شوند، برای آنها بیشتر علل زیست شناختی مطرح است.

دخالت عوامل ژنتیک  و وجود بار وراثتی در این اختلالات مشاهده شده است. همچنین واسطه های شیمیایی مختلفی به عنوان عوامل دخیل در بروز تیک ها شناسایی شده اند. حتی مشاهده شده است که برخی از انواع تیک ها به دنبال عفونت های خاصی ظاهر می شوند، که دلیلی برای دخالت سیستم ایمنی بدن در بروز تیک ها است.

به هر حال آنچه مشخص است این است که هر چند عوامل روان شناختی در تشدید تیک ها مؤثرند، این عوامل زیست شناختی هستند که نقش مهمتری در پیدایش این اختلال دارند و شواهدی از این که استرس یا اضطراب باعث به وجود آمدن تیک ها شوند، وجود ندارد.

شدت تیک ها در طول زمان ممکن است ثابت باشد، یا به طور متناوب نوسان داشته باشد.

دورنمای تیک؛ آیا راه چاره ای وجود دارد؟

اکثر تیک هایی که تازه آغاز شده اند، مسیر محدود و گذرایی دارند و به سمت اختلال جدی تری پیش نمی روند و حداکثر در طی دوره های استرس آور عود می کنند. اما معدودی از تیک ها نیز بیش از یک سال طول کشیده و یا ندرتاً به سمت اختلال توره پیشرفت می کنند.

تیک هایی که به تازگی آغاز شده اند، اغلب نیاز به درمان ندارند. توصیه مناسب به والدین و اطرافیان کودک مبتلا به تیک این است که توجهی به تیک ها نداشته باشند، چرا که تمرکز روی تیک، باعث تشدید آن می شود. البته واضح است که چنانچه همین تیک ها نیز با ایجاد اختلال در عملکرد معمول تحصیلی یا ارتباطی کودک همراه باشد یا باعث ناراحتی های هیجانی در کودک شده باشند، نیاز به ارزیابی و معاینات عصبی دقیق و انجام مداخلات دارویی و غیردارویی مقتضی توسط پزشک متخصص دارند.

در مواردی که تیک ها بیش از یک سال طول کشیده باشند، عواملی مثل شدت و تواتر تیک، میزان اختلال ایجاد شده در عملکرد تحصیلی و ارتباطی کودک، مشکلات اجتماعی ایجاد شده برای وی و تأثیرات هیجانی تیک در کودک، مشخص کننده نوع مداخلات دارویی و غیردارویی تخصصی مؤثر می باشد و نهایتاً در موارد نادری که اختلال توره تشخیص داده می شود، همواره مداخلات دارویی و غیردارویی برای درمان کودک لازم خواهد بود.

در مجموع تیک ها از اختلالات نسبتاً شایع روان پزشکی کودک و نوجوان هستند و با توجه به نگرش های غلط و تصورات اشتباهی که عموم مردم بخصوص در مورد علت این اختلال دارند، شاید خانواده ها چندان تمایلی به مراجعه جهت درمان این اختلال در کودک خود نداشته باشند و ضروری است که همه به ابعاد زیست شناختی این اختلال آشنا باشند تا با مراجعه سریع و شروع به موقع مداخلات درمانی لازم، از ایجاد مشکلات عملکردی و هیجانی مهمتر در کودکان و نوجوانان مبتلا پیشگیری شود

كودك آزاري

كودك آزاري   

كودك آزاري داراي گستره وسيعي است و ممكن است در هر فرهنگ و اجتماعي كه داراي ارزش‌هاي اخلاقي خاص خود هستند، اتفاق بيفتد.

آزار كودكان مي‌تواند جسمي، عاطفي، لفظي و يا جنسي باشد. حتي ناديده انگاشتن و توجه نكردن به كودكان نيز مي‌تواند به نوعي در رده اين اختلال قرار گيرد.

اين آزارها مي‌تواند صدمه‌اي جدي به كودكان وارد كند و يا حتي باعث مرگشان شود.پژوهش‌ها نشان مي‌دهد از هر 4 دختر و هر 8 پسر، يك نفر از آنها در سنين قبل از 18 سالگي مورد آزار قرار مي‌گيرند.

همچنين سالانه يك كودك از هر 20 كودك، از نظر جسمي صدمه مي‌بيند.آزارهاي جسمي كودكان شامل مواردي چون، سوزاندن، كتك زدن و شكستن استخوان‌هاست. آزارهاي جنسي،‌ لمس بدن كودكان به‌صورتي ناشايست را شامل مي‌شود.

 غفلت و بي‌توجهي مي‌تواند مواردي چون خودداري از غذا دادن به كودكان، پوشانيدن لباس، تهيه سرپناه و ساير نيازهاي اساسي را شامل شود. ناديده انگاري عاطفي شامل مواردي چون، خودداري از ابراز عشق و محبت، راحتي و توجه است.

بي‌توجهي از لحاظ سلامت و بهداشت هنگامي روي مي‌دهد كه از مراقبت‌هاي پزشكي براي كودكان خودداري شود.

نشانه‌ها

كودكاني كه مورد آزار و اذيت قرار مي‌گيرند از شكايت كردن و بيان آن، مي‌ترسند. آنها از اين مي‌ترسند كه مورد سرزنش قرار بگيرند و يا اين كه بزرگترها، حرفهايشان را باور نكنند. والدين اغلب نشانه‌هاي كودك آزاري را نمي‌شناسند زيرا نمي‌خواهند با واقعيت روبه‌رو شوند.

كودكاني كه آزرده شده‌اند، بايد هر چه سريع‌تر تحت درمان و پشتيباني خاص قرار گيرند. هر قدر آزار كودكان طولاني‌تر باشد، احتمال بهبود كامل آنها كمتر خواهد بود.مراقب تغييرات جسمي و يا رفتاري كودك باشيد، هر چند توضيحي در مورد آن ندهند.

 اگر دليل خاصي مبني بر مورد آزار قرارگرفتن كودك خود نداريد، انجام آزمايشات مربوطه را ضروري بدانيد. ممكن است كودك شما ترسيده باشد. به تغييرات و نشانه‌هاي زير توجه كنيد:

- نشانه‌هاي آزار جسمي:

هر گونه جراحت (كوفتگي و كبودي پوست، سوختگي، شكستگي، هر گونه جراحت مربوط به سر و شكم) كه كودك در مورد آن توضيحي نمي‌دهد.

- بعضي از نشانه‌هاي آزار جنسي:

 رفتارهاي ناشي از ترس (كابوس، افسردگي، ترس‌هاي غيرمعمول، تلاش براي فرار كردن) دردهاي شكمي، شب ادراري، خونريزي.

- نشانه‌هاي آزار عاطفي:

تغيير ناگهاني در سطح اعتماد به نفس، معده درد و يا سردرد‌هايي بدون علت مشخص پزشكي، ترس‌هاي غيرنرمال، افزايش كابوس‌ها و تلاش براي فرار.

- نشانه‌هاي بي‌توجهي عاطفي و غفلت از كودكان:

 به دست آوردن وزن به صورت بسيار ناموفق به خصوص در نوزادان، اشتهاي سيري ناپذير براي رفتارهاي محبت‌آميز.

علل ايجاد

آزار و اذيت در بسياري از خانواده‌ها پنهان داشته مي‌شود. كودك آزاري اغلب در خانواده‌هايي اتفاق مي‌افتد كه از نظر اجتماعي بسيار منزوي بوده، دوستي نداشته و با ديگران نيز ارتباطي ندارند.

والديني كه در دوران كودكي مورد آزار و اذيت قرار گرفته‌اند بيشتر امكان دارد كودكان خود را مورد آزار قرار دهند.استفاده از مخدرات و دارو مي‌تواند شمار كودك آزاري را افزايش دهد. والديني كه بيش از حد انتقاد مي‌كنند، در روش‌هاي تربيتي و رعايت نظم بسيار خشن هستند، آنهايي كه براي كودكانشان خيلي كم يا زياد ابراز نگراني مي‌كنند و يا استرس بسيار زيادي دارند ممكن است در شمار والدين كودك آزار نيز قرار داشته باشند.

والدين كودك آزار اغلب قصد صدمه زدن به كودكان خود را ندارند. معمولاً آنها در هنگام عصبانيت كودكان خود را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دهند. اينچنين والديني نياز به كمك حرفه‌اي روان‌شناسي دارند.

چگونگي مقابله

اگر حدس مي‌زنيد كه كودكي تحت آزار و اذيت قرار دارد با پزشك اطفال و مركز حمايت از كودكان تماس گرفته و از آنها كمك بخواهيد. پزشكان از نظر اخلاقي ملزم هستند، هرگونه نشانه‌هاي آزار كودكان و يا غفلت و بي‌توجهي نسبت به آنها را گزارش دهند.

حتي ممكن است در صورت لزوم شما را به درمانگران ديگري معرفي كنند تا هرگونه اطلاعات مورد نياز براي بررسي‌ها، جمع‌آوري شود. پزشكان حتي اگر لازم باشد، در دادگاه براي كسب حمايت براي كودكان، شهادت داده و در صورتي كه گمان كنند ممكن است كودكان تحت آزار جنسي قرار گيرند، دادخواست جنايي تنظيم خواهند كرد.

هر اقدامي كه طبيعتي آزار دهنده دارد بايد فوراً گزارش شده و براي رفع آن كمك گرفته شود. تأخير در گزارش، شانس كودكان را براي بهبودي كامل كاهش مي‌دهد. اغلب اوقات كودكي كه با او بدرفتاري شده و يا مورد آزار قرار گرفته، افسرده شده و رفتارهاي خشونت‌آميز، گوشه‌گيري و يا خودكشي از او سر خواهد زد.

 وقتي اين كودكان بزرگ مي‌شوند به مخدرات و دارو روي مي‌آورند و تلاش مي‌كنند به صورتي فرار كنند و يا اين كه آزار، اذيت و آسيبي كه از سوي ديگران ديده‌اند، انكار نمايند. تحمل آزار در دوران كودكي ممكن است در بزرگسالي به خودكشي و افسردگي منجر شود.اگر كودكي تحت آزار شديد قرار دارد، شايد شما تنها كسي باشيد كه مي‌توانيد به او كمك كنيد. در گزارش و اعلام اين آزار به افراد ذي‌صلاح درنگ نكنيد.

بي‌توجهي و تكذيب مشكلات، تنها اوضاع را وخيم‌تر مي‌كند. با اين كار شانس كودكان را براي بهبود كامل به شدت كاهش مي‌دهيد. در بيشتر اوقات، كودكاني كه تحت آزار و يا بي‌توجهي قرار مي‌گيرند، جراحات و صدمه‌هاي عاطفيشان بسيار شديدتر از جراحات جسميشان است. كودكاني كه با آنها بدرفتاري شود بيشتر خودكشي كرده و يا افسرده مي‌شوند.

 از طريق برقراري ارتباط نزديك با اين كودكان، مي‌توان به ميزان جراحت‌هاي وارده از نظر عاطفي و جسمي پي برد. بزرگسالاني كه در كودكي تحت آزار قرار داشته‌اند، با مشكلات بيشتري مواجهند و رفتارهاي پر خطر در آنها بيشتر وجود دارد.

اگر شما حدس مي‌زنيد كه كودكي به نوعي  تحت آزار قرار دارد بايد:

- كودك را به محلي امن و آرام ببريد.

- اطلاعاتي دقيق از چگونگي آزارهايي كه به او رسيده كسب كنيد.

- آرام باشيد و كودك را عصباني نكنيد.

- براي اين كه كودك آزارهايي كه ديده آشكار كند، به او اطمينان قلبي بدهيد تا باورتان كرده و تمامي اتفاقات را صادقانه بيان كند.

- به كودك بگوييد به او كمك مي‌كنيد و از ديگران نيز برايش كمك خواهيد گرفت.

- تمامي اطلاعاتي كه به دست آورده‌ايد، يادداشت كنيد.

- فوراً به مقامات مسئول در اين زمينه گزارش دهيد.

  همجنس بازي


   


    همجنس بازي چيست ؟

 

هـمجنــس بــازي ؛ انـحراف جنـــسي ناشي از شرايط اجتماعي ؛ فرهنگي و تربيتي ست که در فردي که فطرتا هـمجنــس گرا نيست ظهور مي کند. مثلا در شرايط فشار و سختگيري پيرامون مسائل جزئي جـنسيتي ؛ افرادي به ناچار و به علت دسترسي بهتر به هم جنسان خود ؛ براي ارضا غـرايـض جنـسي به همـجنــس بـازي روي مي آورند. در اين حالت اگر اين شرايط ادامه پيدا کند ؛ فرد به اين شرايط عادت کرده و فطرت اصولي جنـسي اش که همانا تمايل به جنـس مخالف است به مرور تضعيف مي شود و به غلط تصور مي شود که اين فرد همـجنـــس گــــراست

همين طور در شرايط بي بنـد و بـاري جنــسي ؛ هـمجنـــس بــازي بسيار مشاهده شده است. فرد در اين شرايط به دليل غوطه ور شدن در مسائل جنــسي ؛ دچار يک تـــنوع طلــبي بيمار گونه مي شود و به انـــحرافات جــنســـي دچار مي شود. انـــحرافـــات مـــازوخيـــستي ؛ آزار طلبي و همـــجنـــس بازي شايع ترين نمونه هاي انــحرافـــات در شرايط بي بـند و بــاري جنـــسي هستند.
ديگر عامل جدي بروز انـحراف هــمجـــنس بـــازي ؛ عدم آگاهي کافي از روش ها و اصول ارتباط جنــسي کامل و سالم با جــنس مخـــالف است. معمولا زناني که در ارتباط جنــسي خود با مردان دچار يک نوع مردســالاري عميق جنسي و به نوعي بهره کشي و آزار شده اند و حقوقشان در آميــزش جنـــسي به هيچ گرفته شده است ؛ پس از مدتي دچار سرد مزاجي و زدگي و ترس از رواــبط جنــسي مي شوند. در اين مواقع احتمال خطر همــجنــس بــازي به وجود مي آيد. چون در اين گونه موارد فرد به يک نفر از جنس خود بيشتر و بهتر مي تواند اعتماد کند و نزديک شود

پس همــجنـــس بازي بر خلاف هــمجـــنس گـــرايي يک بيماري محسوب مي شود که مانند همه بيماري هاي رواني نيازمند درمان است
    ب:
    ادبيات الهي جهاني انساني، باور قوي دارد که نفس ديگري هم در وجود است و آن نفس اماره، ميراث مظلم و مشترک حيواني است و به عبارتي، همان، طبيعت دون انساني است که مي تواند به خودپرستي مطلق، خشونت و شهوت کامله، تبديل گردد، انسان بايد پيوسته، کوشش کند که بر اين نفس اماره (مجموعه انرژي)، غلبه و تسلط نمايد و همه آ مال و آرزوهاي غيراخلاقي را تابع جنبه هاي عالي و انساني نفس مثبت و معنوي و اخلاقي خود کند.
    در حقيقت آزادي حقيقي به مفهوم رهايي از همين مجموعه انرژي طبيعت دون بشري است و راه رسيدن به غلبه و تسلط بر آن، با شناخت ادبيات حقيقي الهي، جهاني، انساني ميسر است. زماني که فرد از مجموعه انرژي اخلاقي مثبت، برخوردار شد، قدرت مقابله با خواهش و کشش نفس را سبب مي شود و خود را از وسوسه و دغدغه هميشگي که او را به بدي و کژي، مي خواند آزاد مي کند و با متابعت از موازين و قوانين الهي، جهاني، انساني، شخصيتي محکم، استوار با اساسي اخلاقي، براي خود، به و جود مي آورد.
    استقامت در برابر اين خواهش هاي منفي نفساني، حقيقا استقامت کبري نام دارد، همان که تقديس و حيا و عفت و عصمت و پاکي و طهارت و اصالت و نجابت و اعتدال در جميع مراتب حيات را براي هر زن و مردي، پديد، مي آ ورد، يگانه راه ر هايي از بي بند و باري اخلاقي در اين مورد بخصوص “ازدواج و تاهل حقيقي است” ، ازدواج قلعه اي است که هر انساني از هواي و هوس افراطي، مصون نگه مي دارد و سبب عفت و عصمت هر زن و مرد مي شود. مطالعه دقيق فيزيولوژي و آناتومي اندام تناسلي زن و مرد و هورمون هاي وابسته به آن و بخصوص سبب لذتي که در کنار و همراه با آن آفريده شده است، ثابت مي کند که اين همه دقت و ظرافت براي توليد مثل و ادامه سلاله انسان است، از اين رو انديشمندان حقيقي در حيرت اند که چگونه اين سيستم هاي ساختاري جنسي دقيق و منظم و معتدل مورد ظلم و تجاوز!! قرار مي گيرد و اين نعمت خدادادي و فطري و طبيعي که از ناموس طبيعت بشمار مي آ يد با بي انصافي و جسارت طعمه هوي و هوس و شهوت مي گردد.
    عاملي که مي تواند اين جريان مخرب و خانمان برانداز را سد نمايد، ازدواج حقيقي است، چرا؟ چون ازدواج حقيقي، موسسه اي اخلاقي و انضباطي و معنوي و پيوندي را به وجود مي آ ورد که “اخلاقيت”، رابطه جسماني و جنسي زن و شوهر را” ابدي مي کند.
    وجود کودک ناشي از يک ازدواج حقيقي، “وحدت بيشتر” بين مادر و پدر را به وجود مي آ ورد و اتحاد و ارتباط افراد و منسوبان دو فاميل با دو خانواده باهم سبب مي شود که دايره زير بنايي وحدت حقيقي در اجتماع شکل بگيرد، در حقيقت کوشش براي تربيت و رفاه کودک، خانواده را به جامعه، مرتبط مي کند و تامين حيات و حفظ امنيت ، به همکاري و همياري و انسجام همگاني، نياز دارد، سنگ نخستين کاخ بهروزي و سعادت انسان با اتحاد و رعايت شئون اخلاقي به کمال طهارت گذاشته مي شود و حرکت ارگانيک و دروني و جوهري خانواده و جامعه به سوي وحدت ملي، وحدت نوع انساني جهاني، با اميد و سرور و صلح و صفا با تولد کودک، آغاز مي گردد.
    کوشش هايي که فلاسفه بزرگ به عمل آورده اند همچون افلاطون در رساله جمهور، در باب مدينه فاضله، آورده است که روابط جنسي را بايد براي توليد نسلي بهتر در نظر گرفت کودک را از خانواده کاملاجدا مي سازد و متاسفانه در مکتب هاي فرو ريخته کمونيسم نيز بر خانواده، تعرضاتي مي شود که خانواده اين موسسه بزرگ اخلاقي را در بن بست ادامه بقا قرار مي دهد.
    جريان ازدواج مطابق تاکيد بيولوژيست هاي معتبر جهاني از بدو خلقت بين زن و مرد با تشکيل خانواده رايج بوده است و منطقه اي در جهان وجود ندارد که ازدواج و خانواده آن هم با نوع تک همسري در آن، رواج نداشته باشد و محترم شمرده نشود.
    جريان ويران کنند ه اي که در جهان معاصر به حرکت در آ مده است اشکال جديد و فرم هاي نوظهوري از نوع انحرافات را در عرصه حيات اجتماعي به نمايش گذارده است!
    الف: داشتن رابطه جنسي به هر بهانه با تاکيد بر روي “بدون ازدواج” رابطه داشتن
    ب: داشتن فرزند بدون ازدواج
    ج: حاملگي دختران نوجوان و اجبار نوجوانان به اعمال جنسي براي مقاصد صرف مالي
    د: ربودن و استثمار کودکان دختر و پسر به جهت ارتکاب اعمال جنسي و غيراخلاقي
    هـ: رفتار جنسي غير طبيعي در حضور کودکان و يا نسبت به کودکان
    و: زناي به عنف
    ز: ادعاي همسري بين دو جنس از يک نوع و به رسميت شناختن آزادي و حقوق آن!!

چيست ؟

 

هـمجنــس بــازي ؛ انـحراف جنـــسي ناشي از شرايط اجتماعي ؛ فرهنگي و تربيتي ست که در فردي که فطرتا هـمجنــس گرا نيست ظهور مي کند. مثلا در شرايط فشار و سختگيري پيرامون مسائل جزئي جـنسيتي ؛ افرادي به ناچار و به علت دسترسي بهتر به هم جنسان خود ؛ براي ارضا غـرايـض جنـسي به همـجنــس بـازي روي مي آورند. در اين حالت اگر اين شرايط ادامه پيدا کند ؛ فرد به اين شرايط عادت کرده و فطرت اصولي جنـسي اش که همانا تمايل به جنـس مخالف است به مرور تضعيف مي شود و به غلط تصور مي شود که اين فرد همـجنـــس گــــراست

همين طور در شرايط بي بنـد و بـاري جنــسي ؛ هـمجنـــس بــازي بسيار مشاهده شده است. فرد در اين شرايط به دليل غوطه ور شدن در مسائل جنــسي ؛ دچار يک تـــنوع طلــبي بيمار گونه مي شود و به انـــحرافات جــنســـي دچار مي شود. انـــحرافـــات مـــازوخيـــستي ؛ آزار طلبي و همـــجنـــس بازي شايع ترين نمونه هاي انــحرافـــات در شرايط بي بـند و بــاري جنـــسي هستند.
ديگر عامل جدي بروز انـحراف هــمجـــنس بـــازي ؛ عدم آگاهي کافي از روش ها و اصول ارتباط جنــسي کامل و سالم با جــنس مخـــالف است. معمولا زناني که در ارتباط جنــسي خود با مردان دچار يک نوع مردســالاري عميق جنسي و به نوعي بهره کشي و آزار شده اند و حقوقشان در آميــزش جنـــسي به هيچ گرفته شده است ؛ پس از مدتي دچار سرد مزاجي و زدگي و ترس از رواــبط جنــسي مي شوند. در اين مواقع احتمال خطر همــجنــس بــازي به وجود مي آيد. چون در اين گونه موارد فرد به يک نفر از جنس خود بيشتر و بهتر مي تواند اعتماد کند و نزديک شود

پس همــجنـــس بازي بر خلاف هــمجـــنس گـــرايي يک بيماري محسوب مي شود که مانند همه بيماري هاي رواني نيازمند درمان است
    ب:
    ادبيات الهي جهاني انساني، باور قوي دارد که نفس ديگري هم در وجود است و آن نفس اماره، ميراث مظلم و مشترک حيواني است و به عبارتي، همان، طبيعت دون انساني است که مي تواند به خودپرستي مطلق، خشونت و شهوت کامله، تبديل گردد، انسان بايد پيوسته، کوشش کند که بر اين نفس اماره (مجموعه انرژي)، غلبه و
تسلط نمايد و همه آ مال و آرزوهاي غيراخلاقي را تابع جنبه هاي عالي و انساني نفس مثبت و معنوي و اخلاقي خود کند.
    
در حقيقت آزادي حقيقي به مفهوم رهايي از همين مجموعه انرژي طبيعت دون بشري است و راه رسيدن به غلبه و تسلط بر آن، با شناخت ادبيات حقيقي الهي، جهاني، انساني ميسر است. زماني که فرد از مجموعه انرژي اخلاقي مثبت، برخوردار شد، قدرت مقابله با خواهش و کشش نفس را سبب مي شود و خود را از وسوسه و دغدغه هميشگي که او را به بدي و کژي، مي خواند آزاد مي کند و با متابعت از موازين و قوانين الهي، جهاني، انساني، شخصيتي محکم، استوار با اساسي اخلاقي، براي خود، به و جود مي آورد.
    
استقامت در برابر اين خواهش هاي منفي نفساني، حقيقا استقامت کبري نام دارد، همان که تقديس و حيا و عفت و عصمت و پاکي و طهارت و اصالت و نجابت و اعتدال در جميع مراتب حيات را براي هر زن و مردي، پديد، مي آ ورد، يگانه راه ر هايي از بي بند و باري اخلاقي در اين مورد بخصوص “ازدواج و تاهل حقيقي است” ، ازدواج قلعه اي است که هر انساني از هواي و هوس افراطي، مصون نگه مي دارد و سبب عفت و عصمت هر زن و مرد مي شود. مطالعه دقيق فيزيولوژي و آناتومي اندام تناسلي زن و مرد و هورمون هاي وابسته به آن و بخصوص سبب لذتي که در کنار و همراه با آن آفريده شده است، ثابت مي کند که اين همه دقت و ظرافت براي توليد مثل و ادامه سلاله انسان است، از اين رو انديشمندان حقيقي در حيرت اند که چگونه اين سيستم هاي ساختاري جنسي دقيق و منظم و معتدل مورد ظلم و تجاوز!! قرار مي گيرد و اين نعمت خدادادي و فطري و طبيعي که از ناموس طبيعت بشمار مي آ يد با بي انصافي و جسارت طعمه هوي و هوس و شهوت مي گردد.
    
عاملي که مي تواند اين جريان مخرب و خانمان برانداز را سد نمايد، ازدواج حقيقي است، چرا؟ چون ازدواج حقيقي، موسسه اي اخلاقي و انضباطي و معنوي و پيوندي را به وجود مي آ ورد که “اخلاقيت”، رابطه جسماني و جنسي زن و شوهر را” ابدي مي کند.
    
وجود کودک ناشي از يک ازدواج حقيقي، “وحدت بيشتر” بين مادر و پدر را به وجود مي آ ورد و اتحاد و ارتباط افراد و منسوبان دو فاميل با دو خانواده باهم سبب مي شود که دايره زير بنايي وحدت حقيقي در اجتماع شکل بگيرد، در حقيقت کوشش براي تربيت و رفاه کودک، خانواده را به جامعه، مرتبط مي کند و تامين حيات و حفظ امنيت ، به همکاري و همياري و انسجام همگاني، نياز دارد، سنگ نخستين کاخ بهروزي و سعادت انسان با اتحاد و رعايت شئون اخلاقي به کمال طهارت گذاشته مي شود و حرکت ارگانيک و دروني و جوهري خانواده و جامعه به سوي وحدت ملي، وحدت نوع انساني جهاني، با اميد و سرور و صلح و صفا با تولد کودک، آغاز مي گردد.
    
کوشش هايي که فلاسفه بزرگ به عمل آورده اند همچون افلاطون در رساله جمهور، در باب مدينه فاضله، آورده است که روابط جنسي را بايد براي توليد نسلي بهتر در نظر گرفت کودک را از خانواده کاملاجدا مي سازد و متاسفانه در مکتب هاي فرو ريخته کمونيسم نيز بر خانواده، تعرضاتي مي شود که خانواده اين موسسه بزرگ اخلاقي را در بن بست ادامه بقا قرار مي دهد.
    
جريان ازدواج مطابق تاکيد بيولوژيست هاي معتبر جهاني از بدو خلقت بين زن و مرد با تشکيل خانواده رايج بوده است و منطقه اي در جهان وجود ندارد که ازدواج و خانواده آن هم با نوع تک همسري در آن، رواج نداشته باشد و محترم شمرده نشود.
    
جريان ويران کنند ه اي که در جهان معاصر به حرکت در آ مده است اشکال جديد و فرم هاي نوظهوري از نوع انحرافات را در عرصه حيات اجتماعي به نمايش گذارده است!
    
الف: داشتن رابطه جنسي به هر بهانه با تاکيد بر روي “بدون ازدواج” رابطه داشتن
    
ب: داشتن فرزند بدون ازدواج
    
ج: حاملگي دختران نوجوان و اجبار نوجوانان به اعمال جنسي براي مقاصد صرف مالي
    
د: ربودن و استثمار کودکان دختر و پسر به جهت ارتکاب اعمال جنسي و غيراخلاقي
    
هـ: رفتار جنسي غير طبيعي در حضور کودکان و يا نسبت به کودکان
    
و: زناي به عنف
    ز: ادعاي همسري بين دو جنس از يک نوع و به رسميت شناختن آزادي و حقوق آن!!

صرع

صرع چيست ؟

 

از زمان بوجود آمدن انسان بر روي کره زمين صرع نيز وجود داشته است . ما امروزه انواع گوناگوني از صرع را شناخته ايم .

صرع يک بيماري نيست بلکه فقط نشانه ايست که مي گويد قسمتي از مغز کار خود را هميشه بخوبي انجام نمي دهد .

وقتي مغز بطور طبيعي کارکند يک سري امواج الکتريکي از خود ايجاد مي نمايد که اين امواج مانند الکتريسته در مسير اعصاب مغزي عبور مي کند . در حالت تشنج يک جرقه الکتريکي مانند برق در آسمان ايجاد مي شود که اين جرقه الکتريکي و طوفان الکتريکي بسته به محل خود در مغز علائم و نوع تشنج و صرع را تعيين مي نمايد . « اپي لپسي » يا صرع حالتي است که يکسري از اين تشنج ها و طوفانهاي الکتريکي در مغز بطور مرتب و با فاصله زماني خودبخود ايجاد شده و خاموش شوند .

يکبار تشنج هيچگاه صرع نيست بلکه دو تا سه بار تشنج مي بايد رخ دهد تا پزشک تشخيص صرع را مطرح نمايد .

« انواع صرع  »

صرع عمومي ( ژنراليزه ) اين نوع صرع يا تشنج حالتي است که تمام مغز درگير اختلال الکتريکي مي گردد . فرد مبتلا در اين حالت هوشياري و آگاهي خود را از دست مي دهد .

انواع صرع عمومي عبارتند از :

الف - صرع بزرگ : حمله تشنجي افراد مبتلا به صورت از بين رفتن ناگهاني آگاهي ، سقوط ، زمين افتادن و دست و پا زدن است . در اين حالت چشم ها بالا مي رود ، دهان کف مي کند ، چهره تيره مي شود و گاه فرد بي اختيار ادرار مي کند .

حمله از چند ثانيه تا چند دقيقه طول مي کشد و بدنبال آن فرد حالت خواب آلودگي پيداکرده و بتدريج بهوش مي آيد .

ب - صرع کوچک : در اين حالت فقط چند ثانيه حالت مات زدگي ، عدم هوشياري و حرکات تکراري در لبها ديده مي شود .

* صرع موضعي : در اين نوع صرع فقط قسمتي از مغز درگير مي شود که دو نوع ساده و پيچيده دارد . در صرع موضعي ساده هوشياري فرد تغيير نکرده و علائم عصبي موضعي رخ مي دهد . در صرع موضعي مرکب و پيچيده ، بدنبال تشنجات موضعي ساده فرد هوشياري خود را از دست داده و احتمالاً بدنبال آن حمله بزرگ صرع بوقوع خواهد پيوست و يا دچار حالتهاي روحي خاص مي گردد .

*  صرع مداوم : حمله صرع طولاني شده و يا پشت سرهم تکرار مي شود و شخص مصروع در حين حملات بيهوش مي ماند . صرع مداوم يک مورد اورژانس است و نياز به کمکهاي ويژه و درمان مخصوص دارد .

* علت صرع چيست ؟

برخلاف نظر عوام که علت را جن زدگي ، سحر شدن توسط ديگران ، آثار گناه ، ضعف اعصاب و بيماري رواني مي دانند ، صرع نوعي اختلال در کار سلولهاي مغزي است که باعث پخش جريانهاي مغزي اضافي بصورت ناگهاني و انتشار آن به سراسر مغز مي شود . علت صرع گاه صدمه مغزي ، ضربه ، عفونت و گاه ارثي است . ضربه هاي دوران بارداري وارد شده بر جنين و فشار بر سر جنين هنگام زايمان ، عفونتها و ضربه هاي پس از تولد و دوران کودکي ،‌تصادفات و حوادثي که باعث ضربه مغزي مي شود ، عفونتهاي مغزي و مننژيت ها همگي مي توانند باعث ايجاد صرع شوند . عفونتها و ضربه هاي مغزي از علل شايع صرع هستند .

* شيوع صرع :

تقريباً ۵۰ ميليون نفر در جهان مبتلا به صرع هستند که نيمي از آنها يا درمان نشده يا ناقص درمان مي شوند . در کشور ما نيز حدس زده مي شود که بيش از يک ميليون بيمار مبتلا به صرع وجود داشته باشد .

* خطرهاي حمله تشنجي :

بيماري صرع بخودي خود خطر ندارد ، اما اگر آموزش و مراقبت دقيقي در مورد حمله هاي تشنجي صورت نگيرد مي تواند خطرناک باشد . فردي که ناگهان مي افتد و يا بيهوش مي شود ممکن است دچار جراحت ، شکستگي ،‌ ضربه مغزي و يا خفگي در آب و سوختگي با آتش شود . حملات تشنجي اگر درست معالجه نشود مي تواند موجب صدمات جسمي ، اجتماعي و رواني گردد .

* درمان صرع :

خوشبختانه صرع يکي از درمان پذيريرترين بيماريهاي عصبي است و داروهاي بسياري براي درمان آن کشف و ساخته شده است که البته همگي بايد توسط متخصصين تجويز شوند . با رعايت نکات زير درمان کاملتر و مطمئن تر مي گردد :

    مصرف داروها منظم و مرتب باشد .

    حتي يکبار و يک روز هم داروها قطع نشود .

    درمان هرچه زودتر شروع شود .

    مقدار و دفعات مصرف روزانه دارو کافي و مطابق روشهاي علمي و نظر پزشکان معتبر و متخصص در اين زمينه باشد .

پس فراموش نکنيم که صرع با دارو قابل کنترل و درمان است .

طول مدت درمان کامل براي صرع حدود ۳ تا ۵ سال است . مشروط بر اينکه در اين دوره حمله تشنجي تکرار نشود و نوار مغزي طبيعي شود . اگر در طول اين دوره حمله ايجاد شود طول دوره بيشتر مي شود و قطع دارو خطرناک است .

* هنگام حملات تشنجي چه بايد کرد ؟

1.  آرام باشيد ، نگران نشويد ، دنبال کمک نرويد و داد و فرياد راه نيندازيد .

2.  بيمار را از مکانها و اشياء خطرناک دور کنيد .

3.  با باز کردن يقه لباس و آزاد کردن گردن و چرخانيدن سر يا شانه به يک طرف راه تنفس را آزاد کنيد .

4.  از ريختن آب بر روي شخص ، ريختن چيزي در دهان و يا گرفتن دست و پاي او خودداري کنيد .

5.  اگر حمله بيش از ۵ دقيقه طول کشيد يا دوباره تکرار شد ،‌ ممکن است صرع مداوم باشد که بسيار خطرناک است ، بنابراين او را فوراً به پزشک برسانيد .

6.  اگر تشنج همراه با تب است ، بيماري فرد صرع نيست اما حتماً بايد تب را با پاشويه پايين آورد و بلافاصله وي را به پزشک رسانيد تا اگر حملات طولاني و نوار مغزي غيرطبيعي بود تحت درمان قرار گيرد .

* راههاي پيشگيري :

اکثر علل صرع قابل پيشگيري هستند . سازمان جهاني بهداشت شش گام اساسي براي پيشگيري از ابتلا به صرع را بيان کرده است .

1.  مراقبتهاي پيش از تولد

2.  زايمان بي خطر

3.  کنترل تب در کودکان

4.  کاهش ضربه مغزي

5.  کنترل بيماريهاي عفوني و انگلي

6.  مشاوره ژنتيک

بخاطر داشته باشيم که به شخصيت مبتلايان احترام گذاشته ، مانع تحصيل و اشتغال آنها نشويم ، حقوق اجتماعي اين افراد را مراعات کرده و همچنين برخورد ترحم آميز با آنها نداشته باشيم .

مبتلايان به صرع مي توانند پس از مشاوره با پزشک ازدواج کنند ، بدرجات بالاي اجتماعي و علمي برسند و شغل دلخواه خود را نيز داشته باشند و از يک زندگي طبيعي بهره مند باشند .

صرع عمومي ( ژنراليزه )

 

اين نوع صرع يا تشنج حالتي است كه تمام مغز درگير اختلال الكتريكي مي گردد. فرد مبتلا در اين حالت هوشياري و آگاهي خود را از دست مي دهد.

 

 

مهمترين وظيفه ما در مورد همه بيماران تشنجي اين است كه كمك نماييم بيمار درمانهايش را بطور منظم و به مدت طولاني ادامه دهد.

 

در موقع بروز حمله صرع بزرگ چه بايد كرد؟

 

خونسردي خود را حفظ كنيد و بيمار را به پهلو بخوابانيد.

 

در زمان حملات تشنجي هرگز جلوي حركات دست وپاي بيمار را با زور نگيريد، اين امر بسيار خطرناك بوده و ممكن است موجب بروز آسيب يا شكستگي شود.

 

مواظب باشيد به سر بيمار صدمه اي وارد نشود . مثلا مي توان يك بالش يا دست خود را زير بيمار بگذاريد.

 

از خورانيدن مايعات به بيمار يا پاشيدن آب بر روي وي خودداري نماييد.

 

بيمار را به پهلوي چپ يا راست قرار داده تا در صورت وجود دندان مصنوعي يا غذا در دهان بيمار ؤ مجراي تنفسي وي بسته نشود.

 

به هنگام حملات تشنجي ، سعي نكنيد به زور فشار ، فك بيمار را از هم جدا كنيد اين عمل ممكن است موجب آسيب يا شكستگي دندانها شود.

 

پس از بووز حمله ، بيمار نبايد چيزي بنوشد يا داروي ضد صرع بيشتري مصرف كند

 

تيك

تيك (TIC) به حركات و يا اصوات ناگهاني، تكراري، متناوب، قالبي و كليشه اي، بدون ريتم (غير موزون) و غير ارادي اطلاق ميشود. تيك ممكن است براي ناظر غير قابل رويت باشد مانند سفت كردن عضلات شكم و يا تكان دادن انگشتان پا.

تعريف تيک:         
حرکات غير ارادي، اجباري، تکراري و کليشه اي را در اصطلاح تيک مي نامند.اين حرکات شبيه حرکات با هدف است چون هماهنگ بوده و در عضلاتي ديده مي شود که رابطه طبيعي هماهنگ با هم دارند.تيک معمولا" در صورت و شانه ها ديده مي شود.اين حرکات غیر ارادي، جدا از هم، تکراري، کوتاه و ناگهاني ممکن است به صورت ساده ديده شوند مانند تکان دادن بيني، چشمک زدن يا حرکات سر و يا داراي طبيعت حسي باشند و يا به صورت کلامي يا صوتي بروز کنند که در اين حالت از صاف کردن گلو تا نشانه هاي پيچيده تر مثل تکرار غير ارادي سخن ديگران(اکولاليا echolalia) يا ناسزا گفتن غير ارادي و نا مناسب(کوپرولاليا coprolalia) مي توانند گسترده باشند

پيشگيري:
معمولا" مي توان به طور ارادي از بروز نشانه هاي تيک جلوگيري کرد ولي با بروز استرس شدت پيدا مي کنند و با سرگرم شدن بيمار از شدت آنها کاسته مي شود.

انواع تيک ها و درمان آنها:
بعضي از تيک ها در خواب هم ادامه دارند.شايع ترين علت بروز اين نوع تيک ها سندرم تورت(Tourette Syndrome سندرم ژيل دولاتورت) است.در اين حالت آشفتگي هاي رفتاري به همراه تيک وجود دارد.اين بيماري اصولا" يک بيماري ژنتيک است و از دوره کودکي شروع مي شود، ولي ممکن است به علت مصرف بعضي مواد(مانند داروهاي آنتي سايکوتيک) ،تروما، عفونت استرپتوکوکي و يا آنسفاليت ويروسي تشديد شود.
شدت نشانه هاي بسياري از بيماران متغير است و کم و زياد مي شود و رفتار درماني و اطمينان بخشيدن به بيمار براي رفع تيک هاي خفيف کافي است.
تيک هاي شديد و آنهايي که موجب نگراني است بايستي با دارو درمان شوند.در اکثر اوقات بلوکرهاي دوپامين، و معمولا" پيموزايد يا هالوپريدول باعث کاهش کثرت و وخامت تيک شده و ممکن است آشفتگي هاي رفتاري همراه آن را نيز کاهش دهد.
برتري استفاده از داروهاي ديگر بر اساس تأ ثير يا عوارض مضر آنها هنوز در هاله اي از ابهام است.
معمولا" توصيه مي شود دوز داروي استفاده شده تا حد امکان کم باشد.در ضمن بايد توجه داشت که درمان مناسب بدين معني نيست که کليه نشانه ها را کنترل کند.(وگرنه که ديگه کسي تيک نداشت).به اين موضوع هم توجه کنيد که بعضط عوارض داروها را بايد در کنار آثار درماني آنها قرار داد.(خيلي نبايد به عوارض سطحي داروها توجه کرد.چون داروي بدون عارضه مرگ است!!!!!!)
غالبا" مصرف دارو را پس از چند سال مي توان قطع کرد.در بيماراني که به هالوپريدول و پيموزايد پاسخ نمي دهند و يا نسبت به اين داروها حساسيت دارند، مي توان از داروهاي جايگزين استفاده کرد.
بعضي داروهاي ديگر که در کنترل تيک و يا آشفتگي هاي رفتاري سندرم تورت به کار مي روند عبارتند از:
کلونيدين، سولپيريد، باکلوفن، توکسين بوتولينوم، کلونازپام، فلوفنازين، لوودوپا، پرگوليد، ريسپريدون و تياپريد.
در بعضي بيماران، در آغاز مي توان از کلونيدين استفاده کرد چون از نظر عدم بروز عوارض جانبي بر هالوپريدول و پيموزايد ارجحيت دارد.
همچنين دانشمندان متوجه شده اند که نيکوتين به تنهايي يا همراه با هالوپريدول در آنهايي که هالوپريدول به تنهايي اثر نداشته است، مفيد بوده است

تقسيم بندي تيك:

1- تيك هاي حركتي ساده(SIMPLE MOTOR TICS): حركات بي معني، ناگهاني و كوتاه ميباشند. مانند: چشمك زدن، بالا انداختن شانه، بالا بردن بيني، حركت دادن دستها و پاها.

2-تيك هاي آوايي ساده(SIMPLE PHONIC TICS): اصوات غير ارادي اي كه از بيني، گلو و دهان خارج ميگردند. مانند: سرفه كردن، صاف كردن گلو، بالا كشيدن بيني، خرخر كردن، آروغ زدن، تقليد اصوات حيوانات.

3- تيك هاي حركتي پيچيده(COMPLEX MOTOR TICS): حركاتي كه بيشتر هدفمند بوده و چندين عضله بطور هماهنگ در ايجاد آنها دخالت دارند. مانند: كشيدن لباس، لمس كردن ديگران، لمس كردن اشياء، شكلك درآوردن، نيشگون گرفتن، بوسيدن خود و يا ديگران، آب دهان انداختن، خاراندن، شانه زدن موها، ضربه با نوك انگشت، پريدن و لي لي رفتن، زبان درازي، لمس كردن بيني، بوييدن اشياء و افراد، حركات پرتابي، پژواك كرداري (ECHOPRAXIA) (تكرار و تقليد غير ارادي حركات ديگران)، كوپروپراكسيا (COPROPRAXIA) (انجام حركات و ژستهاي قبيح، زننده، و ناپسند نزد جامعه)

4- تيك هاي آوايي پيچيده(COMPLEX PHONIC TICS): آواهاي هدفمند تر و طولاني تر. مانند: پژواك گويي (ECHOLALIA) (تكرار غير ارادي كلمات و جملات ديگران)، مكررگويي(PALILALIA) (تكرار غير ارادي كلمات و جملات خود)، مكررخواني(LEXILALIA)(تكرار غير ارادي كلماتي كه خوانده ميشوند)، كوپرولاليا و يا بد دهني (COPROLALIA)(بيان واژه ها و الفاظ ركيك، قبيح و ممنوعه)،صحبت كردن با خود، تغيير دادن مكرر لحن گفتار، سوت زدن، خنديدن و فرياد كشيدن هاي ناگهاني.

انواع تيك بر حسب مدت پايداري:

1-تيك هاي گذرا: كمتر از 12 ماه تداوم مي يابند (نيازي به درمان خاصي ندارند).

2-تيك هاي مزمن: بيش از 12 ماه تداوم مي يابند (نياز به مراجعه به پزشك و درمان دارويي دارند).

نكاتي درباره تيك ها:

1-تيك ها با افزايش استرس، خستگي، هيجانات مثبت و منفي، و گرما، تشديد و افزايش مي يابند.

2-هر چه بيشتر حواس فرد مبتلا به تيك معطوف شود، تيك نيز افزايش مي يابد.

3-هنگامي كه فرد كاملا غرق انجام فعاليتي گردد بطوري كه تمام حواس خود را متمركز آن فعاليت خاص ميكند،،تيك نيز كاهش يافته و يا كاملا ناپديد ميشود.

4-تيك ها كاملا غير ارادي نيستند و فرد ميتواند براي مدت كوتاهي جلوي آنها را بگيرد.اما پس از مدتي ديگر مقابله با تيك غير ممكن گرديده  و فرد ناچار به تسليم خواهد شد.تيك راهي است براي تخليه فشار ها و تنشهاي رواني و جسمي در فرد مبتلا،بنابراين سركوب آن استرس زا ميباشد.

5-معمولاً 25 درصد كودكان دچار تيك شده كه در اين ميان سهم پسران 4 برابر دختران است.

6-اغلب تيك ها با افزايش سن كودكان محو و برطرف ميشوند، اما در مواردي نيز ممكن است تيك در بزرگسالي نيز تداوم داشته باشد.

علت ايجاد تيك:

علت آن ناشناخته است. اما نقش وراثت در ايجاد آن به اثبات رسيده است. اشكال در عملكرد عقده‌هاي قاعده اي مغز (BASAL GANGLIA)(عقده هاي قاعده اي بخشي از مغز هستند كه در تنظيم حركات هماهنگ عضلات دخالت دارند)، و متابوليسم غير طبيعي نوروترانسميترهاي دوپامين و سروتونين در ايجاد تيك دخيل مي باشند.

درمان تيك:

1-تيك هاي زود گذر نيازي به درمان ندارند.

2-تيك هاي مزمن كه ممكن است علامت نشانگان تورت(TOURETTE SYNDROME) باشد، بايد تحت نظر پزشك درمان گردد.

3-درمان دارويي شامل آرام بخشها، ضد افسردگي ها، آنتي سايكوتيك ها و بلوك كننده هاي دوپامين ميباشند.(CLONAZEPAM-CLONIDINE-FLUXETINE-PIMOZIDE-RISPERIDONE-Haloperidol)

4- هيچگاه كودك را بخاطر تيك هايش مورد سرزنش قرارندهيد و به وي اطمينان خاطر دهيد كه وي نبايد بواسطه آن دچار خجالتزدگي شود.

5- سعي كنيد مشكلات و استرسهاي زندگي كودك خود را به حداقل برسانيد.

6- خواب كافي از خستگي كودك كاسته و شدت و تناوب تيك را كاهش ميدهد.

چه وقت بايستي به پزشك مراجعه كرد:

1-تيكهايي كه بيش از يك سال ادامه مي يابند.

2-در صورتي كه تيك ها بسيار شديد و تكرار شونده ميباشند.

3-تيك ها در فعاليت هاي روزمره فرد تداخل ايجاد كرده و يا در كودك ايجاد خجالتزدگي و مشكلات احساسي شديد ميكنند.

4-هنگامي كه تيك هاي آوايي و حركتي توام با يكديگر ميباشند (نشانگان تورت).

آزمايشات تشخيصي تيك:

نيازي به آزمايش خاصي نبوده و با مشاهدات و معاينات باليني تشخيص داده ميشود.

نشانگان تورت(TOURETTE SYNDROME):

يك اختلال موروثي و نورولوژيك ميباشد كه سن آغاز آن قبل از سن 18 سالگي است. مشخصه بارز نشانگان تورت تيك هاي متعدد و مزمن حركتي و آوايي مي باشد. ناگفته نماند كه افراد مبتلا به نشانگان تورت  از هوش طبيعي برخوردار ميباشند. اين اختلال عموماً پس از افزايش سن برطرف و يا تخفيف مي يابد. علت اصلي اين اختلال ناشناخته است اما عوامل ژنتيكي و محيطي هر دو در ايجاد آن دخيل ميباشند. متابوليسم غير طبيعي نوروترانسميترهاي دوپامين و سروتونين در ايجاد آن نقش دارند.

نكته: نشانگان تورت معمولا با اختلال وسواس-اجبار، بيش فعالي-كم توجهي، و مشكلات رفتاري ديگر همراه ميباشد.

افتراق تيك هاي نشانگان تورت با تيك هاي ديگر:

1-هر دو نوع تيك آوايي و حركتي در فرد مشاهده ميشود (اما الزاما هميشه با هم توام نيستند).

2-تيك ها در طي روز چندين مرتبه تكرار ميشوند.

3-تيك ها بيش از يك سال تداوم مي يابند.

4-تيك ها از لحاظ تعداد، فركانس، تيپ، محل بطور دوره اي دستخوش تغيير ميگردند. شدت تيك ها مدام كاهش و افزايش مي يابد و حتي ممكن است تيك ها به مدت چند ماه (نه بيش از 3 ماه) كاملا ناپديد شوند.

اختلالاتي كه ممكن است با تيك اشتباه گرفته شوند:

1-اختلال كُره (CHOREA): اختلال حركتي ناهنجار و غير ارادي است كه علامت مشخصه آن انقباضات نامنظم و كوتاه و فاقد ريتم ميباشد (حركات تكراري نميباشند). مانند حركات سريع و ناگهاني و بدون هدف عضلات صورت، گردن، دستها و پاها.اين اختلال حركتي در پي عفونت باكتريايي استرپتوكوكي و همراه با تب روماتيسمي بروز مي يابد.

2- اختلال ديستوني(DYSTONIA): به انقباضات غير ارادي ،شديد،دردناك و پايدار عضلات اطلاق ميشود. كه ممكن است همه عضلات بدن و يا بخشي از آن را درگير كند. علت اصلي آن ناشناخته است. اما عوامل ژنتيكي، عدم تعادل مواد شيميايي بدن، آسيب به مغز و مصرف برخي داروها در ايجاد آن دخيل ميباشند. مانند: ديستوني گردني كه در آن عضلات گردن ناگهان به يك سمت چرخيده و گردن ثابت مي ماند.

3-ميوكلونوس(MYOCLONUS): گرفتگي ماهيچه به پرش و انقباضات سريع و غير ارادي عضلات گفته ميشود.سكسكه كردن يك نوع طبيعي آن است كه عضله ديافراگم در آن درگير ميشود.اين اختلال معمولا در افراد مبتلا به صرع حساس به نور ايجاد ميشود. كه ميتواند باعث ايجاد حركات ناهنجار همزمان در دو سمت بدن شود.

نكته:افراد مبتلا به بيماري اوتيسم(AUTISM) نيز ممكن است حركاتي مشابه تيك از خود بروز دهند.

راهکارهاي کاهش استرس و هذیان

 

هر انساني در طول روز بارها و بارها به دلايل مختلف دچار استرس مي‌شود. ترافيک و شلوغي خيابان‌ها، کارهاي زياد و ناتمام و باقي مانده، دغدغه امتحان و کنکور در جوان‌ها و... همگي مسايلي هستند که مي‌توانند باعث بروز استرس در هر فردي هر چقدر آرام شود.

به عبارتي ديگر، گريز از اين استرس‌ها اجتناب ناپذير است. متأسفانه وجود استرس در زندگي نه تنها باعث حل مشکلات نمي‌شود، بلکه برعکس فرد را از ادامه فعاليت صحيح باز مي‌دارد. امروزآگاهي و انجام روش‌هاي رهايي از استرس يا RELAXATION براي روح و روان مانند ورزش براي جسم به هر کسي توصيه مي‌شود.

در اين جا 5 روش بسيار ساده جهت کاهش استرس به خصوص در هنگام کار، براي علاقه‌مندان بيان مي‌شود:

شمارش کنيد

يک روش موثر براي برخورد با موقعيت‌هاي استرس‌آور، شمارش تا عدد 10 است. اين کار به شما کمک مي‌کند تا از لحاظ فکري و رواني از آن لحظه استرس‌آور دور شده و 10ثانيه به شما وقت مي‌دهد تا از آن شرايط خود را رها کنيد. فرض کنيد اين عمل «ريموت کنترل» زندگي شماست و در آن لحظه دکمه توقف يا PAUSE آن زده شده است. وقتي به آرامي تا عدد 10 شمرديد، حالا دو بار دکمه PLAY را فشار دهيد. در نتيجه در وضعيت بهتري نسبت به قبل قرار خواهيد گرفت.

گروهي معتقدند که شمارش اعداد از انتها به سمت ابتدا يعني از عدد 10 به سمت عدد صفر مي‌تواند نتايج بهتري داشته باشد. شما مي‌توانيد امتحان کنيد. کدام يک براي شما بهتر است؟

موقتاً از آن محيط بگريزيد

هنگامي که در خود استرس شديدي احساس مي‌کنيد، بهتر است به طور فيزيکي خود را از محيط دور کنيد. کمي قدم زده و نفسي تازه کنيد. مدتي به محيطي رفته که بتوانيد فکر خود را از مسايل دغدغه‌آورها کنيد. البته منظور اين نيست که کاملاً ميدان را خالي کنيد، بلکه ترک موقعيت براي چند لحظه و مراجعت دوباره با فکري آزاد و تازه باعث رهايي از استرس و انجام بهتر کارها خواهد شد. اگر در ترافيک خيابان گير کرده باشيد، ترک موقعيت مشکل به نظر مي‌رسد. در اين شرايط مي‌توانيد با گوش کردن به راديو و موزيک سعي کنيد به يکي از خاطرات روزهاي قبل يا برنامه‌هاي آينده خود فکر کنيد. بهتر است اگر صداي ساير اتومبيل‌ها شما را آزار مي‌‌‌دهد پنجره‌ها را بالا کشيده و بدانيد که با استرس و ناراحتي شما نه ترافيک کم خواهد شد و نه راه شما باز که زودتر به مقصد مورد نظر برسيد. پس آرامش داشته باشيد تا زمان هم راحت‌تر بگذرد.

 

شي‌اي را فشار دهيد

همان‌طور که مي‌دانيد در هنگام استرس، تخليه انرژي‌هاي اضافي انباشته شده در بدن ضروري است. گروهي اين کار را با زدن ضربه يا شکستن جسمي انجام مي‌دهند. گروهي عادت دارند کتاب و يا هر کاغذي که جلوي آنها هست پاره‌ کنند، ولي بهترين راه فشردن شيئي در دست‌هاست.

معمولاً فشردن چيزي با دست باعث کاهش استرس و دغدغه ظاهر مي‌شود. شما مي‌توانيد يک حلقه‌ تقويت کننده ‌مچ‌دست هميشه همراه داشته باشيد و در هنگام استرس آن را در دست خود فشار دهيد.

البته توأم کردن اين روش با ساير روش‌ها مي‌تواند اثر بخشي بهتري داشته باشد.

در صورت نداشتن حلقه تقويت‌کننده، خمير بازي بچه‌ها نيز براي اين کار بسيار مناسب است. اگر توجه داشته باشيد مي‌بينيد که شما اين عکس العمل را غيرارادي با بازي کردن و فشردن خودکار در دست يا مچاله کردن کاغذ در دست يا ضربه زدن دست به روي ميز انجام مي‌‌دهيد.

سخت نگيريد

وقتي به دليل موضوع خاصي دچار استرس مي‌شويد، از خودتان سوال کنيد که آيا اين موضوع آن‌قدر اهميت دارد که به خاطر آن دچار پريشاني شويد.

واقعيت اين است که اکثر مسايل روزمره که باعث ايجاد استرس مي‌شوند، تهديدي براي زندگي به شمار نمي‌روند مگر اين که مربوط به اموري از قبيل خانواده يا سلامت افراد باشند. هر گاه احساس کرديد جلسه امروز آن‌طور که انتظار داشتيد نتيجه نداشت و يا متوجه لکي روي لباس خود شديد، دچار پريشان خاطري نشويد، اين‌ها مسائل تعيين‌کننده زندگي نبوده و باعث بروز فاجعه نمي‌شوند.

با وجود مشکلات زيادي که هر روز به سمت شما هجوم مي‌آورند، افتراق مسايل مهم و تعيين‌کننده از ساير مسايل مي‌تواند نقش مهم و اساسي در جلوگيري از استرس شما داشته باشد. کمي راحت‌تر گرفتن موقعيت‌ها باعث کاهش استرس و فشارهاي رواني ناشي از آن در شما مي‌شود.

 

نفس عميق بکشيد

نفس کشيدن غيراز داشتن اثرات حيات بخش، مي‌تواند در آرام نمودن شما نيز بسيار موثر باشد. هنگام استرس سه نفس عميق بکشيد و در فاصله هر دم و بازدم مکث لازم را حفظ کنيد.

دم را از بيني کشيده و بازدم را از دهان تخليه کنيد. در هنگام دم و بازدم بدن خود را کاملاً رها کرده و ذهن خود را از تمامي مسايل جدا کنيد و خود را از لحاظ جسماني و رواني آرام کنيد.

اگر کمي با روش‌هاي مختلف رهايي بدن يا RELAXATION آشنا باشيد مي‌بينيد که در کليه روش‌ها و تکنيک‌هاي موجود، حرکات با ريتم‌هاي تنفسي‌ خاص و نفس‌هاي عميق شروع مي‌شود و بر ريتم تنفس تأکيد بسيار وجود دارد.

افرادي که ورزش‌هاي رزمي انجام مي دهند و نياز به آرامش و تمرکز حواس زياد هم دارند، از روش‌هاي تنفسي خاص و نفس‌هاي عميق قبل از انجام کار خود استفاده مي‌کنند.

سعي کنيد براي خود شرايطي را مهيا کنيد که بدون استرس زندگي کنيد. مطمئن باشيد خواستن، توانستن است.